یادداشت های مخابراتی الکترونیکی

نوامبر 6, 2009

بجنورد …

دسته: Uncategorized — یک مخابراتی @ 6:50 ب.ظ

بازم میخوام درباره مسافرتمون بنویسم!

خب! از مشهد که راه می افتیم باید از چناران، قوچان، فاروج و شیروان رد بشیم تا برسیم به بجنورد. نزدیک بجنورد اصلا انگار حال و هوای جاده هم عوض میشه، شاید این به خاطر رودخانه ای باشه که کنار جاده دیده میشه (میگن رود اترک هستش). مسیر پرپیچ و خمی داره ولی بازم تا جای زیادی با جاده حرکت میکنه. منو یاد توصیفی مینداخت که “سانتیاگو”ی کتاب کیمیاگر از کاروان های تو صحرا میکرد: “بارها دور میزنند، اما همواره به سوی همان مقصد حرکت میکنند”. فکر میکنم این در مورد خیلی چیزا از جمله ما آدما هم صدق کنه.

بگذریم! خود بجنورد شهر خیلی قشنگیه، تو شهرای استان خراسان به نظر من یه چیز دیگست (البته اگه خود مشهد رو در نظر نگیریم ;) ). مردمشم آدمای شادین، یعنی حداقل دوستای بجنوردی ما که اینجورین! بیخودی نیست که بهش میگن “پاریس کوچولو”.  راستی! منظورم از خراسان اون خراسان بزرگه است که الان به خراسان شمالی و رضوی و جنوبی تقسیم شده.

حدودای عصر بود که رسیدیم بجنورد. این بار وقت نشد بریم بابا امان و اون قوری بزرگه رو بالای اون تپه ببینیم. یک سری از دوستای بجنوردی مون زدیم. فردا صبحشم صبحانه رفتیم “بش قارداش” که استخر طبیعی خیلی قشنگیه. خیلی فرق کرده بود نسبت به چند سال پیش که اومده بودیم.

اینم یه عکس از بش قارداش

اونطور که من فهمیدم بش قارداش به ترکی یعنی 5 برادر. در مقابلشم “بش باجیلار” رو داریم که یعنی 5 خواهر و اسم یکی از استخرای آب گرم سرعین بود. اگه میخواین بیشتر در مورد بش قارداش بدونین اینجا رو ببینین.

بعد از صبحانه هم حرکت کردیم طرف گرگان …

اکتبر 26, 2009

مسافرت(2)

دسته: Uncategorized — یک مخابراتی @ 8:02 ب.ظ

الان یکی دو هفته ای از وقتی که از مسافرت برگشتم میگذره ولی هنوز به روز نکردم. خب! باید اعتراف کنم که تو این کار یه مقدار تنبلم 8) تو این نوشته میخوام درباره همین سفرمون بنویسم، نوشته های بعدم شاید همین موضوع رو ادامه دادم و اینجوری حال و هوای بلاگ رو به کل عوض کردم شایدم … حالا کو تا اون موقع ;)

رفتیم طرفای اردبیل و سرعین، از مسیر شمال. تو راهش یه روز بجنورد موندیم، یه روز گرگان، دو روز بندر انزلی، 4 روز هم که اصل کاری بود و سرعین بودیم (یک سری هم به اردبیل زدیم) برگشت از مسیر شمال نیومدیم، یعنی برگشتیم آستارا بعدم رشت و جاده کرج و تهران، دو روز تهران موندیم و بعدم که دیگه برگشتیم. من فکر میکنم یک لطف بزرگ مسافرت به همین جاده شه. به خصوص جادی ای که ما رفتیم خیلی خوب و متنوع بود. هم از بیابون باید رد میشدیم (البته بیشتر تو مسیر برگشت و جاده سبزوار به شاهرود) هم از جنگلای شمال و کناره دریا، گردنه حیرانم که دیگه معروفه و نیازی به تعریف من نداره (بین آستارا و اردبیل).

کتابای کیمیاگر(پائولو کوئیلو)، تهرانجلس(سید ابراهیم نبوی) و قورباغه را قورت بده(برایان تریسی) رو با خودم بردم که هر وقت حسشو داشتم بخونمشون. کیمیاگر رو تو این سفر تمومش کردم (البته نصفشو قبلا خونده بودم ;) ) به نظر من کتاب خیلی خوبیه و ارزش خوندنشو داره. در مورد ان دو تا کتاب دیگه هم با اینکه هنوز کامل نخوندمشون ولی همین نظر رو دارم.

خب! فکر میکنم داره زیاد میشه! همونطور که گفتم شاید آپ های بعدی بیشتر درباره این سفر نوشتم …

اکتبر 6, 2009

مسافرت

دسته: Uncategorized — یک مخابراتی @ 11:18 ب.ظ

سلام به همه دوستای خوبم

من پنجشنبه دارم میرم مسافرت و یکی دو هفته ای نیستم. چون ممکنه فردا نرسم بیام نت خواستم یک خداحافظی ای بکنم

مواظب خودتون باشین

;)

اکتبر 3, 2009

شاید آخرین نوشته این مدلی!

دسته: Uncategorized — یک مخابراتی @ 9:03 ب.ظ

حالا درسته که پروژه ام تموم شده و منم دیگه فکر نمیکنم حالا حالا ها سراغ میکروکنترلرا رو بگیرم، ولی دوست دارم برای آخرین بارم که شده یه نکته ای دربارشون بگم. شاید هرکی که یه خورده با این atmega16 ها کار کرده باشه اینو بدونه و این مطلب خیلی به نظرش بدیهی بیاد.  ولی چون رعایت نکردنش باعث شد مدت زیادی کار من پیش نره و در واقع برم سر کار، دوست دارم بگمش.

تصور کنین یه دونه atmega16 از بازار خریدین و دارین باهاش کار میکنین. میبینین که پورت های A، B و D دارن کار میکنن، ولی پورت C جواب نمیده. همه چیز هم ظاهرا درست به نظر میان، ورودی، خروجی ها درست تعریف شدن و …

اینجور وقتا باید برین تو فیوز بیتا و JTAG رو غیر فعال کنین. آخه JTAG کنترل پورت C رو میگیره دستش و درنتیجه نمیذاره ما باهاش کار کنیم.

خب! الان دیگه میتونم بگم:

خداحافظ میکروکنترلر!

سپتامبر 27, 2009

شروع با وردپرس

دسته: Uncategorized — یک مخابراتی @ 10:13 ق.ظ

این اولین آپمه تو این سرویس وبلاگ جدید، وردپرس. نوشته های قبلی رو همه از وبلاگ قبلیم تو بلاگفا منتقل کردم اینجا.

یک اشکالی که اینجا به نظر میاد اینه که قسمت کامنتا شکلک نگذاشته. خود من خیلی عادت دارم به شکلک ها و فکر میکنم بدون اونا شاید خیلی وقتا نتونی منظورتو برسونی یا حستو منتقل کنی به طرف مقابل. فعلا راه حلی که به نظرم میرسه اینه که برای شکلک گذاشتن کد تایپ کنیم (اگه یادتون باشه تو orkut هم همین کار رو میکردیم). کد های شکلک های وردپرس رو پایین میتونین ببینین

کد شکلک های وردپرس

کد شکلک های وردپرس

اگه راه حل بهتری هم سراغ داشتین خوشحال میشم به من بگین ;)

راستی!

من خیلی موافقم با این که تو کامنتای یک وبلاگ، اسمی از کسای دیگه برده نشه و میخوام این قانون رو تو وب خودم رعایت کنم

مخلص شما

یک مخابراتی

سپتامبر 23, 2009

دست دست!

دسته: Uncategorized — یک مخابراتی @ 5:22 ب.ظ

نمیدونم شما با خوندن این شعر چه احساسی بهتون
دست میده؟ خود من بعد از خوندن این شعر حسم اینه که میخوام یک 3،4 کیلومتری بدوم،
یک کم بالا و پایین بپرم و احتمالا همراه با آهنگایی، یه سری حرکات موزون انجام
بدم، احساسم اینه که شعر آهنگین و پرتحرکیه و خیلیم دوستش دارم، به خاطر همینم تو
فکرم بود که وقتی برگشتم اینو تو بلاگم بذارمش. به خصوص الان که یه مدت کمی از عید
فطر میگذره و مناسبتشم جور شده.

خب! این مدتی که نبودم خیلی دلم برای دوستای
خوبی که اینجا پیدا کرده بودم تنگ شده بود. خودمم فکرشو نمیکردم اینقدر دلم تنگ
بشه! فکر میکردم وبلاگ بازی یک کار 100% تفریحیه، همه چیزشم دست خودته، هر وقتم
خواستی میتونی ولش کنی و بذاریش کنار. شایدم واقعا همینجوری باشه! ولی این مدت به
نظرم اومد خیلیم اینجوری نیست. یک دلبستگیای خاصی ایجاد میکنه که حتی وقتی یک ماه
کامل (شایدم بیشتر) به کل میذاریش کنار، بازم یه مقدار فکرت درگیر وبلاگت و دوستات
هست. نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یا نه؟

بگذریم!

این مدت یه اتفاق خیلی خوبیم برام افتاد و اونم
اینه که پایان نامه مو دفاع کردم. موضوعش ساخت یه وسیله ای آزمایشگاهی بود که یک
ترانزیستور رو بهش بدی، اونم بره منحنی مشخصه شو رو
LCD رسم کنه و داده هاشو هم بهمون بده. عکسشو
پایین انداختم


پی نوشت 1: این چند روزه سرویس دهی بد بلاگفا یه
مقدار آدمو کلافه میکرد، یک مطلب اعتراضی جالبی در مورد این مساله دیدم که اینجا میتونین بخونینش.

پی نوشت 2: به پیشنهاد یکی از دوستای خوبم آپ
بعدیمو میخوام درباره هوش مصنوعی بنویسم

آگوست 12, 2009

STK200

دسته: Uncategorized — یک مخابراتی @ 11:06 ق.ظ

چند وقت پیش درباره پروگرامر dontronic 006 نوشتم و گفتم خیلی پروگرامر خوبیه و
طرز ساختشم خیلی سادست. یه مدت زیادیم ازش استفاده میکردم. ولی یک اشکال بزرگی که
داره اینه که مستقیما پورت پرینتر کامپیوتر به میکرو کنترلر وصل میشه و این میتونه
هم برای میکرو کنترلر و هم برای خود کامپیوتر خطرناک باشه. به خصوص وقتی اشتباه
وصل میکنیم ممکنه باعث سوختن پورت پرینتر کامپیوتر بشه، که چون تو
PC های جدید فقط یک پورت پرینتر میذارن
به نظر میاد ریسک بزرگی باشه. همچنین ممکنه یک میکروکنترلری که قراره تا 1000
بار بدون هیچ مشکلی پروگرام بشه با این پروگرامر
بعد از 20 بار پروگرام شدن دیگه پروگرام نشه. این برای میکرویی مثل
atmega16 که خیلی فراوونه تو بازار و قیمتیم
نداره شاید چیز مهمی نباشه ولی برای
at90usb1287
چرا! خیلی مهمه!

همه اینام برمیگرده به اینکه تو این پروگرامرا
از هیچ بافری استفاده نمیکنیم. یک جایگزین خوب برای این پروگرامر میتونه
STK 200 باشه. مدار شماتیک و PCB شو و همچنین توضیحاتی در مورد اونو
میتونین اینجا ببینین. خود من
PCB شو دادم بیرون بزنن و
هنوز آماده نشده. ولی فعلا مدار شماتیکشو تو
bred board پیاده کردم. خوبم جواب داده و ازش
راضیم. تو این مدار از بافر
74HC244 استفاده شده.

پی نوشت (یا بعدا نوشت): یک نگاهی به این شعر بندازین. جالبه! میتونین تصور کنین یکی تو ده سالگی اینو سروده باشه؟!

جولای 30, 2009

یک آپ متفاوت!

دسته: Uncategorized — یک مخابراتی @ 5:10 ب.ظ

بعضی وقتا نوشته های یه نفر خیلی به دل آدم
میشینه. مثل همین دوستی که تو بلاگفا پیدا کردم. قلم خیلی خوبی داره و وقتی نوشته
هاشو میخونی یک صمیمیت و سادگی خاصی حس میکنی که به دل آدم میشینه. البته یه مقدار
آدم عجیبی به نظر میرسه. شایدم طبیعی باشه چون به قول نازی ناف منو با تعجب بریدن
و کلا من زیادی میتعجم! ولی این دوستم اینقدر عجیبه که یه زمانی خودش اسم خودشو
گذاشته بود خانم ایکس. خب! البته این اسم شاید تا حدودی بتونه مشخص کنه که مثلا
نویسنده وبلاگ آدم عجیبیه. ولی تازگیا یه جوری خودشو معرفی میکنه که هیچ کس نشناسه
اونو. “این زن چیزی نمیداند” ، بدیش اینجاست که وقتی نوشته هاشو میخونی
با خودت میگی این زن که اتفاقا خیلی چیزا میداند. اگه ایشون چیزی نمیداند پس من چی
میدانم؟؟؟ و این باعث میشه بیشتر تعجب کنی. حالا چرا دارم اینا رو مینویسم؟

چون همین دوستم؛ “خانم ایکس”،
“زنی که چیزی نمیداند (!!!)” یا رویا خانم
چند وقت پیش به من پیشنهاد
دادن که آپ بعدیم غیر مرتبط با رشتم باشه و اینجوری حال و هوای وبلاگم رو عوض کنم.
به نظر خودم و همچنین دوستای خوبم پیشنهاد خیلی خوبی بود. راستش میخواستم این مقدمه
رو بنویسم بعد بگم مثلا حالا امروز اجازه بدین یه آپ مرتبط با رشته ام بنویسم ولی
دفعه بعد حتما به پیشنهاد رویا عمل میکنم. ولی حالا که نگاه میکنم میبینم شوخی
شوخی دارم غیر مرتبط با رشتم مینویسم! الانم مثلا میتونم درباره همون “دوستای
خوبم” که بالا گفتم بنویسم.

میتونم با “سلطان بانو” شروع کنم، خب!
اگه مثل من جنسیتتون با ایشون فرق کنه ممکنه وقتی میرین وبلاگشون احساس کنین که به
یک عدد ماشین آتشنشانی نیاز دارین! ولی به نظر من نوشته هاش بامزه اومد و البته خود
سلطان بانو هم دختر خیلی خوب و خانمیه. اینقدر که من اونو به عنوان سلطان خودم قبولش
دارم و به رسمیت میشناسمش! یه چیز جالبیم که هست اینه که ما (یعنی همون من. خودمو
جمع بستم تا تنها نباشم!) دقیقا شمال شرقی کشوریم و سلطان بانو هم دقیقا جنوب غربی
کشور. یعنی میتونیم با همدیگه یک قطر ایران رو تشکیل بدیم. البته این روزا دیگه اینترنت
فاصله ها رو کم کرده. زمان ما کی از این چیزا بود
;)

یکی دیگه از دوستای بلاگفایی من که دوست دارم
دربارش بنویسم نازی عزیز هستش. کسی که خیلی خوب میتونه منو بتعجبونه! یک کار خیلی
خوبیم که میکنه و همه مون باید ازش یاد بگیریم اینه که زیاد سفر و گردش میره. میشه
گفت مارکوپولوی ایرانه! چقدرم این کار تاثیر خوبی تو روحیه آدم میذاره. یک خوبی
دیگش اینه که به همه کامنتاش تو خود وبلاگش جواب میده و این خیلی وبش رو جذاب کرده.
اینقدرم آنلاینه که گاهی وقتا هنوز دکمه تایید رو نزدی و نظر رو نفرستادی جوابتو
میده! یادم رفت بگم تو وبش خاطرات شخصی خودشو مینویسه که نمیدونم چرا من هنوز جرات
این کار رو ندارم.

حالا که از دوستان نوشتم بذارین یک یادی هم از SMP بکنم که الان مسافرته و امیدوارم بهش
خوش بگذره. خیلی زمان زیادی از آشنایی اینترنتی مون نمیگذره ولی
SMP میتونه یک دوست خوب برای من باشه. یه
زمانی همشهری بودیم و الانم گرگان زندگی میکنن که اونجا زیاد میریم و خاطره های
خوبی ازش دارم. یک سوالی که همیشه دوست داشتم ازش بپرسم ولی نپرسیدم اینه که اصولا
SMP یعنی چی؟! آخه هر جوریم که حروف اول
علمی، فرهنگی، هنری رو به هم میچسبونم یه چیز دیگه میشه!

خب فکر کنم این آپم یه مقدار طولانی شد.

بعدا نوشت 1 (این کلمه رو از نازی یاد گرفتم!): دوست داشتم از بقیه دوستام هم یاد میکردم ولی
خیلی طولانی میشد آپم و ازشون معذرت میخوام.

بعدا نوشت 2: اگه خیلی خوب ننوشتم هم معذرت
میخوام. بذارین به حساب این که بار اولمه که دارم از اینجور آپ ها میذارم.

بعدا نوشت 3: من تو این آپ درباره دوستام نوشتم
و از هرگونه نظر، تشکر، انتقاد و کتک اونام طبیعیه که باید استقبال کنم.

بعدا نوشت 4: من همیشه به دریای شمال میگفتم
“دریای خزر” ولی بعد از خوندن این نوشته، از این به بعد میخوام بهش بگم
دریای مازندران.

جولای 9, 2009

Graphical LCD

دسته: Uncategorized — یک مخابراتی @ 9:14 ب.ظ

یک خوبی شرکتای بزرگی مثل Texas instruments, Analog devices و …
پشتیبانی خیلی خوبیه که از محصولاتشون میکنن. حتی مدلای شبیه سازی و
footprint قطعه هاشونم تو سایتشون میذارن که
اگه با نرم افزارایی مثل
Altium
designer
داری کار میکنی بتونی
راحت دانلودشون کنی و ازشون استفاده کنی. درست عکس بعضی شرکتای چینی و آسیای شرقی!
یک نمونش
LCD گرافیکی 240*128 که این روزا دارم باهاش کار
میکنم. مدلش
AE240128D هستش و درایورشم t6963C. حتی دیتاشیت LCD رو هم تو اینترنت نذاشتن که حداقل
نام و شماره پایه هاش مشخص بشه. موقعی هم که خریدمش تو کل بازار الکترونیک مشهد و تهران
فقط همین یک مدل، با ابعاد
240*128 بود. البته یه روز نشستیم با یکی از
دوستام پایه هاشو با یک روش هایی درآوردیم. منم اینجا میارمشون که اگه یه روز با
این
LCD کار کردین راحت باشین. بعدا شاید
بیشتر دربارش نوشتم.

1 => FS        6
=> RD     11 => DB1     16 => DB6

2 => GND     7 => CE     12 => DB2     17
=> DB7

3 => Vdd     8 => C/D    13 => DB3     18
=> FS

4 => Vo       9 => RST   14 => DB4     19 => Vee

5 => WR    10 => DB0   15 => DB5     20 => LCD Anode

ژوئن 23, 2009

Program کردن atmega64

دسته: Uncategorized — یک مخابراتی @ 7:16 ب.ظ

program کردن این میکروکنترلر یه مقدار با بقیه میکروکنترلرا فرق داره. اگه یه نکته رو توشون رعایت نکنیم اصلا program نمیشن!

باید توجه داشت که در SPI programming پین های MISO و MOSI که در دیتاشیت آمده، نقش
خودشان را بازی نمیکنند. چنانچه در دیتاشیت این میکرو قسمت :

Memory programming  => 
SPI Serial Programming Pin Mapping

میبینیم از PE0 و PE1 به ترتیب به جای MOSI و MISO استفاده میکنیم.

همچنین پین PEN که “Programming
enable pin for the SPI serial programming mode”
هستن ایشون، باید low باشن.

برگه‌ی بعد »

وبلاگ روی وردپرس.کام.