الان یکی دو هفته ای از وقتی که از مسافرت برگشتم میگذره ولی هنوز به روز نکردم. خب! باید اعتراف کنم که تو این کار یه مقدار تنبلم 8) تو این نوشته میخوام درباره همین سفرمون بنویسم، نوشته های بعدم شاید همین موضوع رو ادامه دادم و اینجوری حال و هوای بلاگ رو به کل عوض کردم شایدم … حالا کو تا اون موقع 😉

رفتیم طرفای اردبیل و سرعین، از مسیر شمال. تو راهش یه روز بجنورد موندیم، یه روز گرگان، دو روز بندر انزلی، 4 روز هم که اصل کاری بود و سرعین بودیم (یک سری هم به اردبیل زدیم) برگشت از مسیر شمال نیومدیم، یعنی برگشتیم آستارا بعدم رشت و جاده کرج و تهران، دو روز تهران موندیم و بعدم که دیگه برگشتیم. من فکر میکنم یک لطف بزرگ مسافرت به همین جاده شه. به خصوص جادی ای که ما رفتیم خیلی خوب و متنوع بود. هم از بیابون باید رد میشدیم (البته بیشتر تو مسیر برگشت و جاده سبزوار به شاهرود) هم از جنگلای شمال و کناره دریا، گردنه حیرانم که دیگه معروفه و نیازی به تعریف من نداره (بین آستارا و اردبیل).

کتابای کیمیاگر(پائولو کوئیلو)، تهرانجلس(سید ابراهیم نبوی) و قورباغه را قورت بده(برایان تریسی) رو با خودم بردم که هر وقت حسشو داشتم بخونمشون. کیمیاگر رو تو این سفر تمومش کردم (البته نصفشو قبلا خونده بودم ;)) به نظر من کتاب خیلی خوبیه و ارزش خوندنشو داره. در مورد ان دو تا کتاب دیگه هم با اینکه هنوز کامل نخوندمشون ولی همین نظر رو دارم.

خب! فکر میکنم داره زیاد میشه! همونطور که گفتم شاید آپ های بعدی بیشتر درباره این سفر نوشتم …

Advertisements